الحاكم الحسكاني ( مترجم : يعقوب جعفرى )
98
شواهد التنزيل لقواعد التفضيل ( سيماى امام على ( ع ) در قرآن ) ( فارسي )
رأسه إلى السماء و قال : اللهم إنّ أخي موسى سألك فقال : رب اشرح لي صدري و يسّرلي أمري و احلل عقدة من لساني يفقهوا قولي و اجعل لي وزيرا من أهلي هارون أخي أشدد به أزري و أشركه في أمري فأنزلت عليه قرآنا ناطقا : ( سنشدّ عضدك بأخيك ) اللهمّ و أنا محمّد نبيّك و صفيّك اللهمّ فاشرح لي صدري و يسّر لي أمري و اجعل لي وزيرا من أهلي عليا أخي أشدد به أزري . قال أبوذرّ : فو اللّه ما استتمّ رسول اللّه ( صلّى اللّه عليه و آله و سلم ) الكلام حتى هبط عليه جبرئيل من عند اللّه و قال : يا محمد هنيئا لك ما وهب اللّه لك في أخيك . قال : و ما ذاك جبرئيل ؟ قال : أمر اللّه أمتّك بموالاته إلى يوم القيامة و أنزل قرآنا عليك : ( إنّما وليّكم اللّه و رسوله و الذين آمنوا الّذين يقيمون الصلاة و يؤتون الزكاة و هم راكعون ) . عبد اللّه بن عباس در كنار زمزم نشسته بود و مىگفت : پيامبر خدا چنين فرمود : در اين هنگام مردى كه عمامه بر روى انداخته بود آمد و هر وقت كه ابن عباس مىگفت : پيامبر خدا فرمود ، او نيز مىگفت : پيامبر خدا فرمود . ابن عباس گفت : تو را به خدا تو كيستى ؟ او عمامه از صورت خود كنار زد و گفت : مردم هر كس مرا شناخت كه شناخته و هر كس مرا نمىشناسد من جندب جنادهء بدرى ، ابو ذر غفارى هستم . از پيامبر خدا با اين دو گوشم شنيدم و گرنه كر شوند . و نيز با اين دو چشمم ديدم و گرنه كور شوند كه فرمود : على رهبر نيكان و كشندهء كافران است ، هر كس او را يارى كند ، يارى مىشود و هر كس او را خوار سازد خوار مىشود . آگاه باشيد كه من در روزى از روزها نماز ظهر را با پيامبر خدا خواندم ، سائلى در مسجد سؤال كرد و كسى به او چيزى نداد ، سائل دست خود را به سوى آسمان دراز كرد و گفت : خدايا گواه باش كه در مسجد پيامبر خدا سؤال كردم و كسى چيزى به من نداد . در اين هنگام على در حال ركوع بود و به انگشت كوچك دست راست خود كه انگشترى در آن بود ، اشاره كرد ، پس سائل جلو آمد و انگشتر را از انگشت او در آورد و اين كار مقابل چشمان پيامبر بود و چون پيامبر از نماز فارغ شد سر خود